۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

نقدي بر حرکات اعتراضي جنبش. براي همه احزاب، اپوزسيون و هرکسي که با خوندن اين مطلب عصباني ميشه

اين مطلب رو نوشتم که شايد بتونه کمکي حتي اندک به جنبش بکنه. من هم مثل هر ايراني ديگه از خوندن خبر دستگيري و شهادت هموطناي عزيزم ناراحت ودلگير ميشم. شايد اين حرفهاي من واسه چهارشنبه سوري مفيد نباشه ولي تنها هدفم برداشتن قدم کوچکي در اين حرکت آزادي خوداهي مردم هست.  حرفهام کمي طولاني هست و اميدوارم حداقل اثرش اين باشه که از فکرمون و نظرات همه استفاده کنيم و با فکرجنبش رو پيش ببريم.

الان بهترين فرصته که باز همه به جون هم بيوفتيم و يکي بشه سانديس خور، يکي بشه اونور آبي، يکي اينور آبي. حکومت هم از ته دل به ريش همه بخنده و باز ما بگيم ديگه چهارشنبه سوري با حکومت اتمام حجت ميکنيم. چرا با خودمون تعارف داريم، تا حالا چند دفعه با حکومت اتمام حجت کرديم؟!  قبل از گرفتن آقاي موسوي و کروبي گفتيم "آي حکومت به اونها دست بزني فلان ميکينم". بعد از گرفتنشون گفتيم " آزادشون نکني بهمان ميکنيم" . امروز( ١٧ اسفند) نتونستيم مثل قبل پرشور باشيم داريم ميگيم چهارشنبه سوري اتمام حجت ميکنيم. شديم مثل فصل الخطاب آغا. وقتي با دقت به کارهاي ديگري که انجام ميديم نگاه کنيم بازم همينيم و نمي خوايم راه ديگه اي رو امتحان کنيم، نمونش هم همين فوتبالمون، واسه همه شاخ ميشيم در صورتي که ميدونيم يه جاي کار ميلنگه بعدش که باختيم همه که کلافه شدن مدتي به هم مي پريم و برنامه خاصي نداريم آخرش هم ميرسيم سر خونه اولمون. تو فوتبالمون هم تاکتيک و برنامه خاصي نداريم اگر هم برنده بشيم  ميگيم به خاطر استعداد فردي بوده. دقيقا هميمن کاري که تو اين مدت انجام داديم. اکثر اتفاقاتي که افتاده بر اثر تلاش مردم بوده.کتک خوردن، شهيد دادن،دستگير شدن، ولي دريغ از هدف خاص و روش، دريغ از يک برنامه دقيق.

بيان يه بار هم شده با خودمون صادق باشيم، حکومت از ما عاقلانه تر رفتار ميکنه ( بر اساس راه و روش خودش). مهمترين کاري که اين حکومت دونسته يا ندونسته انجام داده اينه که کاري کرده الان بعد از گذشت ٢ سال از انتخابات هنوز نميتونيم به صورت جمعي تصميم بگيريم و به هدفي برسيم. تا حالا از خودمون پرسيديم چرا حکومت اولين کاري که کرد تمامي افرادي که ميتونستن جمعي رو هدايت کنند بازداشت کرد؟ تو جنبش دانشجويي، جنبش زنان، فعالين سياسي که ميتون اثر گزار باشن.و اخيرا هم آقاي موسوي و کروبي. شايد اونها بهتر از ما ميدونن که ما اهل برنامه ريزي نيستيم و مدام بايد کسي باشه تا هدايتمون کنه. تا الان که اينطوري بوده، تا زمانيکه موسوي و کروبي واسه ٢۵ بهمن درخواست دادن همه باهم بوديم ولي الان همه چي داره به هم ميريزه. اگه بدبين باشيم و بگيم برنامه خاصي پشت پرده هست ميشه گفت اين تظاهرات هفتگي فقط واسه کم کردن عطش ايجاد شده در منطقه بين مردم هست.آخريش هم چهارشنبه سوري و بعدش هم که تعطيلات عيد.و نتيجه، هيچي. 

حکومت ما رو بهتر از خودمون ميشناسه، درسته کساني که ما به عنوان بسيجي ميشناسيم و مدام بهشون ميخنديم و مسخرشون ميکنيم و فاقد فکر واستدلال ميدونيمشون جلوي چشم ما هستند و فقط نقش پياده نظام حکومت رو بازي ميکنن، ولي کساني که تصميم گيرنده هستند آدامهاي باهوشي هستن. نبايد اونهارو دست کم گرفت. اين همه برنامه چه قبل از هر تظاهرات و چه بعدش واسه آموزش نيروهاشون ميذارن آسيب شناسي ميکنن. تاحالا ما تو همين سايتهايي که داريم چندبار بحثي که به نتيجه ي مشخصي برسه داشتيم؟ اين سايتهايي که داريم چند بار به غيراز مکاني واسه خبررساني ، محلي واسه برنامه ريزي مدون بودن؟ آخرين نمونش صفحه ٢۵ بهمن، هرچند که موثر ترين مکان واسه مشخص کردن برنامه اعتراضات بوده ، ولي چند بار به صورت مشخص و شفاف هدف معين کرده، واسه هدفش برنامه ريزي کرده، محاسن و معايب جنبش رو بررسي کرده و دست آخر هم با مشارکت اعضاش به نتيجه واحدي رسيده؟ ويا شوراي راه سبز اميد. 

بنظر مياد برخلاف گفته ها و بر خلاف گذشته، ما اينبار نه دقيقا ميدونيم چي مي خوايم (به صورت واضح و مدون) و نه دقيقا ميدونيم چي نمي خوايم. 


مي دونيم چي مي خوايم ولي نه به صورت هدف واحد و مشخص.همه دنبال دموکراسي و آزادي هستيم ولي هنوز هر گروهي دموکراسي رو براساس خواست خودش تعريف ميکه، و توقع داره مردم از اونها حمايت کنن، يکي ميگه اصلاحات، يکي ميگه ايران که پادشاه داره، يکي از ٣٠ سال پيش رئيس جمهور مشخص کرده ولي يادش رفته دوباره انتخابات برگزار کنه. همه هم خوشون رو محق ميدونن ولي کسي از ته دل به فکر اين مردم فداکار نيست. حرفهاي وزير اطلاعات هم همين موضوع رو نشون ميده. همه از دموکراسي صحبت ميکنن ولي هنوز به فکر تثبيت حکومت خودشون هستن. اگه واقعا دموکراسي و آزادي مي خواين کمک کنين دموکراسي بر ايران حاکم بشه و زير چتر دموکراسي فعاليت حزبي کنين. چرا دنبال تعيين نوع حکومت هستين؟ به قول يک بنده خدايي ( شايد عده اي مصاحبه رو گوش داده باشن)، ما هنوز خونه نداريم سر رنگ ديوار خونه باهم دعوا داريم. اگه واقعا دلتون با ايران هست بيان کنار هم بشينين و متحد بشين، چه هدف مشترکي والاتر از ايرانمون؟ چرا حالا که همگي تو کشورهاي دموکرات زندگي ميکنين، نميان بين خودتون دموکراسي رو نشون بدين. چرا نميان زير پرچم دموکراسي که ادعا ميکنين فعاليت کنين. تا حالا چند نفر از شما ها پيش قدم شده به خاطر ايران از گروهاي ديگه دعوت به گفتگو کنه؟ آيا اين هم باز وظيفه مردم داخل ايرانه؟ آقاي پهلوي که عده اي شما رو شاه ايران ميدونن حاضري به خاطر سرزمينت از گروهاي ديگه دعوت کنين، خانومي که شدي رئيس جمهور ايران حاضري به خاطر همين مردمي که خودت رو رئيس جمهورشون ميدوني کوتاه بياي؟ آقاي اصلاح طلبي که هنوز چشم به اصلاح اين حکومت داري، حالا که ميبيني که اين حکومت ديکتاتوري دست از کشتارو تجاوز بر نميداره، حاضري به خاطر مردم ، به خاطر آزادگي که تو دينت کفته شده به خاطر سرزمينمون از راه هاي بي نتيجه و خط عده اي کوتاه بياي؟

اينه که ميدونيم چي مي خوايم ولي اينقدر مشخص نيست که واسش باهم متحد بشيم و راهي پيدا کنيم. دقيق نميدونيم چي نمي خوايم چون هنوز سر شعار دادن سر پشت بوم ها مشکل داريم، سر شعار دادن تو خيابون ها مشکل داريم. هنوز کساني هستند که ميگن ساختارشکني نکنيم ولي اگه اين ساختار شخصيت ما رو شکست اشکالي نداره. هر زماني که مواردي که مي خوايم و مواردي که نمي خوايم بين همه مشخص شد بعد ميشه قدم بعدي رو برداشت. من نوعي که اين موارد رو کنار هم ميذارم ميبينم ما تو هدفهامون مشکل داريم و داريم براساس اين اهداف ناقص و غير منسجم برنامه ريزي ميکنيم. يا بايد مثل تونس و ليبي منتظر جرقه اي باشيم يا بايد مثل مصر هدفمند حرکت کنيم. هر دو راه هزينه داره، ولي با اين حکومت هزينه راه اولي بيشتره. اگر آگاهانه حرکت کنيم ميشه احتمال هر خطري رو کم کرد ولي نبايد يادمون بره که به هر حال رودرروي اين نوع حکومتها ايستادن بي خطر و کم هزينه نيست.
نقدي که به کساني که چندين تظاهرات رو برنامه ريزي کردن ميشه داشت اينه که :
 اولا: اهداف مشخص و واحدي که همه اقشار جامعه رو متقاعد به اعتراض کنه ندارن.شايد بگن رفتن ديکتاتوري و برقراري انتخابات آزاد و ... ولي تا به الان کسي به صورت مکتوب و مدون اين اهداف رو از اين گروها ديده؟ چه صفحه ٢۵ بهمن چه شوراي هماهنگي راه سبز. تا زمانيکه هدف مشخص نباشه عده محدودي جذب ميشن. وقتي اهداف مشخصي داريم ميشه از گروه هاي ديگه، از اقوام ديگه مثل هموطنان ترک، کرد و غيره دعوت کرد حول اين اهداف که حامي حقوقشون ( عقيده دارم اگه دنبال حرکتي هستيم بايد تامين کننده حقوق تک تک ايراني ها فارغ از قوم مذهب باشه) هست متحد بشن. بايد از خودمون بپرسيم هدف از تظاهرات چيه؟ قرار مثلا با هفته اي يه تظاهرات به چي برسيم يا با تظاهرات هر روزه چي بدست بياريم. اميدورام کساني که واسه هر هفته تظاهرات گذاشتن پاسخگو باشن.
دوما:  براساس همون اهداف نا مشخصي که تعين شده فقط مسير وساعت راهپيمايي مشخص ميکنن. به فرض اينکه قرار هست به همين منوال حرکتي صورت بگيره. صفحه اي که به هر نوعي که از روي وطن دوستي و چه از روي برنامه حزبي فعاليت ميکنه، نبايد بين دو تظاهرت مشکلات رو بررسي کنه؟ نبايد با همفکري اعضا معايب و محاسن حرکت مردم و حرکات حکومت رو بررسي کنه؟ اگه فقط صرف تعيين زمان و مکان هست که هرکسي ميتونه اين کار رو انجام بده. شمايي صفحه اي درست کردي که هفتاد هزار نفر به شما اطمينان کردن و پيرو برنامه شما هستن، به جاي اينکه بين فاصله هر تظاهرات شعر بنويسي و خبر چاپ کني بيا با همفکري اعضا تصميم درست و راهکار مفيد پيدا کن. به اين دليل گفتم که حکومت از ما عاقلتر هست. چون ميدونه چه کار ميکه و واسش هم برنامه ريزي ميکنه. تا زمانيکه برنامه و طرح خاص با در نظر گرفتن مشکلات احتماليش نباشه قدرت ريسک پذيري مردم کم ميشه و باعث ميشه بعد از يه مدتي مردم خسته بشن. چون نه ميدونن قرار به چه نتيجه اي برسن و نه ميدونن راهش چيه.

تا زمانيکه اين دو مشکل حل نشده به سختي ميشه به آزادي رسيد. نميشه از هموطنان ترک خواست بيان تظاهرات.نميشه به طور کامل همه نيروها رو حول هدف مشترک متحد کرد. نميشه از مردم خواست اعتصاب کنند. به نظرم دليلش هم اين هست، با اينکه اکثر مردم ناراضي هستند ولي جنبش مردم نتونسته اکثريت رو قانع کنه که قوي تر از حکومت هست و ميتونه اونها رو وادار به تسليم شدن کنه. مطمئنا اگر اين اتفاق بيفته اعتصابات شروع ميشه، اقوام مختلف وارد جنبش ميشن و ميشه پيروز شد. اين راهي که جنبش امروز داره طي ميکنه آخرش پيروزيه ولي به نظرم نه به اين زودي که توقع داريم و نه به صورت هدفمند. به احتمال زياد با اين وضع اقتصادي شايد شاهد حرکتي مثل تونس باشيم که با جرقه اي شروع بشه.
به نظرم ما هم ميتونيم مثل مصر باشيم و به زودي و هدفمند به نتيجه برسيم ولي نه با تظاهرات يک روزه. شما حتي اگه پولي به کسي قرض بدي و طرف اهل پس دادنش نباشه و هفته اي يه بار بري سراغش به پولت نميرسي چه برسه به اين حکومت که روي اين همه ثروت خيمه زده و تشنه قدرته. باز هم به نظرم تظاهرات بايد هرروز باشه تا به تک تک اهدافمون برسيم. با تظاهرات هر روزه هم به خودمون ثابت ميشه اهدافمون مهم هستن هم به ديگران و با مقاومت ميتونيم به مردمي که هنوز شک دارن نشون بديم که مقاومت نتيجه ميده و ميشه براي چند روز جلوي مزدوران ايستاد و به نتيجه رسيد. با تظاهرات مداوم قسمتي از کشور خود به خود به حالت اعتصاب وارد ميشه. ميشه هر روزش رو در حمايت از قشر خاصي قرار داد که تمامي اقشار جامعه که مشکل دارن خودشون رو جزئي از اعترضات بدونن و براي رسيدن به خواسته هاشون وارد تظاهرات بشن.
ضمن اينکه به نظرم واسه تظاهرات چند روزه يک يا دو مسير معرفي بشه تا کساني که خواهان تحصن هستند بتونن دور هم جمع بشن. حکومت نشون داده اولين کاري که ميکنه پراکنده کردن مردم هست، و دوست نداره تجمعي با تعداد زياد در نقطعه اي صورت بگيره. به همين دليل هم فکر ميکنم تظاهرات پراکنده در اين مقطع بيشتر از اينکه به نفع مردم باشه به نفع حکومت هست چون مردم خود خواسته اين پراکندگي رو ايجاد ميکنن. چرا با تظاهرات پراکنده هزينه برخورد حکومت در برابر مردم رو براش کم کنيم! تظاهرات پراکنده زماني جواب ميده که تعداد افراد در سطح شهر زياد باشه و همه فعال باشن. که باز هم به نظرم با تظاهرات مداوم و منسجم ميشه به اين نقطه رسيد که همه شهر درگير بشن و نيروهاي خسته حکومت سردرگم.

۶ نظر:

ناشناس گفت...

mishe mano too balatarin invit koni admin sina_playa@yahoo.com

جيگيلي گفت...

دوست عزيز، من هم تازه عضو بالاترين شدم و با عرض شرمندگي دسترسي به دعوتنامه ندارم. موفق باشيد هموطن

ناشناس گفت...

عالی بود. شوربختانه هنوز موضوع بیشتر احساسی و دنبال خبر مهیج و کاری بودن است تا تعیین هدف و اقدامات کوچک و بزرگ عملی.

جيگيلي گفت...

خوشحالم که نوشته ام مورد توجهتون واقع شده. بايد صبر کرد و اميدوار بود که همه ي ايرانيها در کنار هم و متحد بتونن از پس اين معضل بر بيان

ناشناس گفت...

به تشکر از توجه و اشاره شما به چنین مسائل مهمی‌ که نه تنها امروز بلکه سالهاست دامن مخالفین سیاسی جمهوری اسلامی را گرفته است و امروز در این مقطع متاسفانه نمیتوانند به نفع جنبش وارد کارزار شوند. البته وقایع مهمی‌ در شرف وقوع است که می‌تونم به اتحاد بزرگ لاییک‌ها و سکولارها اشاره کنم. در این رابطه به سایتهای رنگین کمان و نیو سکولاریسم مراجعه کنید. از طرف دیگر تحرکاتی در اینترنت نشان میدهد که احتمالا اصولگرایان و اصلاح‌طلبان با هم کنار آماده و جنبش سبز را قربانی میکنند که امیدوارم اینچنین نباشد. البته خودم بعد از بیانیه ۱۷ موسوی امیدم را به ایشان از دست دادم، با این وجود همیشه در دفاع از ایشان و خواستهای مردم ایران همیشه جلوی سفارت بودم. دو هفته‌ای هم هست که تصمیم گرفته‌ام در تظاهرات شرکت نکنم تا گروه‌های سیاسی خارج از کشور را وادار به اتحاد و یادگیری اصول اولیه دموکراسی کنیم. شاید هنوز آماده نیستیم که دموکراسی را در ایران برقرار کنیم. میگویند دموکراسی و آزادی به دست آوردنی و دادن نیست بلکه آموختنی است تا بدان گونه زندگی‌ کنی‌.

ناشناس گفت...

ممنون از اینکه لطف کردید و وبلاگ من(تینایی) رو در پیوند ها تون قرار دادید.
متشکرم.
و اگر هم سوالی یا اشکالی داشتید من در خدمتم.
تینا